از مکر و ریا کاریِ تو جان به لب آمد - کرسف karasfi.ir
X
تبلیغات
رایتل

از مکر و ریا کاریِ تو جان به لب آمد

از مکر و ریا کاریِ تو جان به لب آمد

آن روشنیِ روز هدر رفت و شب آمد
در ظلمت و تاریکی و افکار پریشان
تاب از سرِ من رفت و دگربار تب آمد 

 

بازارِ صداقت دگر امروز کساد است

اندیشه ی تو، پُر ز همه مکر و فساد است
کالای تو را بار دگر نیست خریدار
زیرا که تو را فکر، فقط سودِ زیاد است

 

با دوز و کَلَک طعمه تو را جور شود گاه
شاید که به نیرنگ ، گَهی باز شَوَد راه
تو خوف کن از گَردشِ ایام و مَپندار
تا روزِ قیامت پسِ ابر، محو شود ماه

 

جز حُقّه وُ نیرنگ تو را کارِ دِگر چیست
در مدرسه ی مکر تو را نمره شده بیست
اینجا که رسیدی دگر آخرِ کار است
زنهار به اصلاحِ تو امّید، دگر نیست

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد